تبلیغات
xsxsxsxsxs

امروز:

darse doktori

 

سلام

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که نوشته شده جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد

 

 

فیلم های ارایه شده برای دانلود با سرور جدید

دانلود فیلم سکسی نانسی به طور مستقیم

 

دانلود فیلم کون زوری امریکایی

 

دانلود کلیپ زن و شوهر که به هم نمی دن

 

دانلود کلیپ سکسی بهاره رهنما

 

دانلود فیلم سکسی از پارتی گلزار و امین حیایی

 

دانلود فیلم های سکسی به وسیله مادونا

 

دانلود جلوه ویژه از سکس جهانی

رنگ و روی تازه قوام گرفته ستاره هم اندک اندک مرا به حرکت و تقلا واداشت، آرام آرام جنب و جوشی در قلب ثانی آغاز شد و سهم خواهی او هم شروع شد . -: از محسن چه خبر؟ پیش خودم گفتم محسن کیلو چنده بابا ولی ناگاه یاد باز شدن مچ تام کروز در آن خانه کذایی افتادم و سریع جواب دادم : چند روزیه ندیدمش خوب کجا راحت تری اینجا یا اتاق خواب جواب داد :مهمان تویی اینو باید تو بگی برای من که فرقی نمیکرد ولی خوب میخواستم اتاق خوابم ببینم ،سمتش رفتم و با یه بوس کوچک از روی پیشونی و بین موها تو یه لحظه از زمین کندمش و مثل عروسک بغلش کردم . خندید و مثل اینکه از این شروع ناگهانی بدش نیومد به سمت اتاق خواب بردمش ، سایش موهاش به چهار چوب در رو حس کردم . آرام روی تخت گذاشتمش و دکمه های بلوزشو به نرمی باز کردم تماس انگشتهام با سینه نرمش پیش لرزه های لحظاتی خوش را نوید میداد لرزه های که هر کدام مثل تلمبه ای عمل می کرد. دستهاش و از آستین کشیم بیرون و پیراهن خودمم در آوردم ولی خیلی سریعتر از آنچه که برای ستاره باز کردم ، و رفتم رو تخت؛ یه دستم زیر سوتین بود و اون یکی زیر بدن ستاره لبم رو برای گونه های سرخش جمع کردم و سوتین و بیرون کشیدم یه دست ستاره هم داشت پشت منو نوازش میداد. آنقدر محو ستاره بودم که فراموش کردم قراره فضولی هم بکنم. با لبم گونه اش رو تر کردم و آرام پایین آمدم تا به سینه ها رسیدم ، گوشم و روسینه گذاشتم ضربان قلبش منو یه تکون دیگه داد ناخود آگاه شروع به شمردن ضربان قلب اون کردم چشمم هم داشت دنبال عقربه های ثانیه شمار میگشت نهیبی از قلب ثانی مرا به خود آورد که بابا ضربان قلبشو می خوای چیکار مرا در یاب. با یک دست کمر بند شلوار رو شل کردم و بالاخره یار عزیز در خانه غریب از بند رها شد. ستاره هم می خواست شورت و دامن و باهم در بیاره که من انگشتشو از بند شورت جدا کردم و بااشاره متوجهش کردم که شورتش سهم منه . دامنشو در آورد و با یک نگاه به یار آزاد شده من یک مثنوی باهاش صحبت کرد ، البته من زبون اون دو تا رو متوجه نشدم. رونهای سفید و نرمش پذیرایی از چشمه حیات و آغاز کرد و منم با دستم از روی شورت دنبال خانه جدید اون(چشمه حیات) می گشتم . ستاره هم تکونهایی به خودش می داد که نشان از تقلای جنسی اش بود مایع لزج و نرمی از دو طرف سرازیر بود ، انگشت هامو به زیر شورت بردم نیم جویی مو داشت ، انگشت کوچیکم جواز ورود گرفت و رفت تا پیش قراول باشه . سرم و به پایین خم کردم و سینه هاش رو رها کردم نگاهی به شورت سبزش انداختم کمی تنگ بود پاهشو بلند کردمو با کشیدن انگشتام به شیار پشتی شورت درش آوردم . و ستاره را روبرو (face to face)در آغوش گرفتم ، چشمه حیات هم بر در غار زندگانی منتظر اذن دخول بود .
.....: کاندوم داری؟ با انگشت اشاره کشوی زیرین دراور را نشان داد از تخت پایین پریدم و کشو را باز کردم ،چهار تا کاندوم از سه مارک مختلف آنجا بود به نظر جا مانده بودن. من از کاندوم و انواعش سر در نمیارم یکی رو برداشتم ؛ هنگام برگشتن ناگاه چشمم افتاد به یک داد نامه چند برگی روی میز . فقط توانستم موضوع دادخواست رو بخوانم ، خیانت در امانت . برگشتم و خواستم کاندوم رو دست ستاره بدم ولی بایک نگاه عدم تمایلش را نشان داد کار خودم بود کشیدم سر جاشو برگشتم جای قبلی به ادامه حال خودمان .ستاره با دستش نشونه رو میزون کرد و منم پله پله فرو کردم تو و بالاخره رسیدم به اصل مطلب. یواش یواش ناله های آروم ستاره هم شروع شد و من هم با حرکات نرم بدنم و با حفظ بیشترین تماس در حال طولانی تر کردن این لذت غیر قابل وصف بودم. تجربه زیادی در سکس ندارم ولی این یه کارو خوب بلدم . ستاره هم داشت با من پیش می اومد پا به پا ، حرکت نرم سینه هاش رو سینه من وقتی که دستم هم حرکات باسنش و کنترل می کرد واقعا هر کسی رو مثل من رو به عالم هپروت می برد. یکی از جالب ترین بخش های این جریان طبیعی از نظر من اینه که بدون یک کلمه حرف میتونی تمام منظورت رو به طرف مقابل برسونی یعنی با هر حرکت و اشاره و نگاهی کلی پالس رفتاری با شریکت رد و بدل میکنی ، که این کارها رو باهیچ کلمه و جمله ای نمیشه انجام داد . پس از دقایقی که به نظر ساعت ها گذشت من و اون به اوج نزدیک شدیم من زود تر اونم بلا فاصله بعد از من لرزه ای به خود داد و آرام گرفت. هر دو آرام آرام از هم فاصله گرفتیم و دراز افتادیم . چند ثانیه ای گذشت تا اینکه سنگینی کاندوم مرا به خود آورد کاندوم و از بیخ گرفتم و دنبال دستمال گشتم دو باره چشمم به اون دادنامه افتاد ولی به خودم اجازه ندادم بخونمش . خودمو تمیز کردم و به سمت ستاره برگشتم بدنشو لمسی کردم با زمزمه حالی پرسیدم با لبخندی مبهم جواب داد اون از من هم کم حرف تر بود . نگاه دوباره به بدنش من تهییج میکرد نشستم و دستم و لای پاش بردم حالا زیباتر شده بود ولی برای شروع مجدد کمی مردد بودم ستاره هم لای پاشو باز کرد ولی به نظر تمایلی برای شرع مجدد نداشت چشمم ورودی عقب و گرفت و درب تر و تمیز و تنگ اون منو تحریک میکرد ستاره هم متوجه شد با نگاه یک قوطی کرم رو به من نشون داد ولی اون رضایت چندان فرقی با عدم رضایت نداشت .در دیزی بازه حیای گربه کجاست این یه کارو


نوشته شده در : شنبه 5 دی 1388  توسط : sxxsxaaaaaaaaaaaaa sxsxsxsaaaaaaaaaaaaaaaa.    نظرات() .

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

 

 

سلام

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که نوشته شده جدید ترین فیلم های ایرانی و خارجی کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد

 

 

فیلم های ارایه شده برای دانلود با سرور جدید

دانلود فیلم سکسی نانسی به طور مستقیم

 

دانلود فیلم کون زوری امریکایی

 

دانلود کلیپ زن و شوهر که به هم نمی دن

 

دانلود کلیپ سکسی بهاره رهنما

 

دانلود فیلم سکسی از پارتی گلزار و امین حیایی

 

دانلود فیلم های سکسی به وسیله مادونا

 

دانلود جلوه ویژه از سکس جهانی

 

 

 

 

 

 

وبلاگ هایی که به آن سر می زنم همین الان درگیر بحث "نوشتن یا ننوشتن از زندگی و تجربه های شخصی از سکس و تن" هستند. تقریبا همه وبلاگ هایی که در اینباره نوشته بودند را خواندم.

(لینک وبلاگ ها در بالاترین و سیبیل طلا موجود است و چون از فیلتر شکن استفاده کردم آدرس درست برای لینک را ندارم. از خود پست ها خواندنی تر کامنت هاست. بخوانید)

من با نوشتن و توضیح تجربه شخصی از سکس بیزارم و راست اش را اگر بگویم از شنیدن آن هم حالم به هم می خورد. خواندن این جور چیزها برایم کساللت آورتر از خواندن وبلاگ هایی است که مشروح روابط با دوستان و سرماخوردگی برادر و ... شان را می نویسند. البته این را هم بگویم که تا به حال چنین چیزی را نخوانده ام! منظورم تجربه شخصی است. آنچه در وب و سایت های پرنو دیده می شود خیلی خواندنی است. تنها به این دلیل که اصلا تجربه شخصی نیست. این داستان ها "آرزوهای شخصی" نویسنده است که به اسم خاطره نوشته می شوند. این داستان ها به خاطر ناتوانی نویسنده هایشان همه چیز را در نگاه اول لو می دهند.

چیزی که از این داستان ها یادم مانده این چیزهاست: «من همیشه توی خونه با تاپ و شلوارک می گردم و آنروز هم که او آمد همین تنم بود/ من پسر خوش هیکلی هستم و می دیدم که او هم مثل خیلی ها سعی می کرد مخم رو بزنه/ با 206 آلبالویی ام رفتم دنبالش و رفتیم ویلای شمال پدرم که پنجره اش رو به دریاست و مبلمان اش قرمز است/ من دختر سنتی نیستم و آن روز هم کلی مشروب خورده بودم/ من زیر تخت بودم و او داشت مادرم رو می کرد که من هم طبق نقشه قبلی بیرون اومدم و با او خوابیدم/...»  این جمله ها در اشکال مختلف و همیشه پر از غلط های دستوری و املایی  تکرار می شوند. خواندن این (مثلا) خاطرات بیش از هر چیز فانتزی ها و عقده های جنسی کسانی را نشان می دهد که نمی دانم چرا موقع خواندن بیشترشان نویسنده را آدمی محروم (مالی و اجتماعی و جنسی)، با تربیت مذهبی  و سرکوب شده می بینم. فانتزی زنای با محارم، تجاوز، زنان زیبایی که فریفته ثروت و اندام نویسنده شده اند، فانتزی های در عمل نیامده همجنسگرایانه و ... همه اینها را می توان با نگاهی دیگر خواند و کاوید.

اما تجربه های شخصی و نوشتن از تن. این همان مرز لذت و تهوع است که گذشتن از آن به سلامت کار راحتی نیست. برای این نوشتن قبل از آنکه فمنیست باشی یا نه، فلسفه خوانده باشی یا نه باید هنرمند بود. این  همان مرز پورن و اروتیسم است.

نگاه اروتیک به جهان داشتن نگاه زیبایی است. همان اندازه که نگاه پورن داشتن نفرت انگیز است. هرچقدر اولی هنرمندانه و ظریف است دیگری زمخت و چندش آور است. مثلا عاشقانه های نرودا بی نهایت اروتیک، جنسی و مردانه است. این داستان های جنسی- جنایی وبلاگ های سکسی هم  کاملا مردانه اند (حتی اگر نویسنده زن باشد) جنسی هم هستند اما اروتیک نه. آنها مثل همان دست هرزه ای هستند که در تاکسی کنار ما نشسته و دارد انگولک مان می کند. اشعار فروغ هم همان ورژن زنانه نرودا است. یا بعضی شعرهای زیبا کرباسی و... .

موضوع دیگری که  در کامنت های نویسندگان اول این بحث به آن اشاره شده بود این بود که : حالا مثلا شما روشنفکرید که هی از کلمه های رکیک! استفاده می کنید؟

به نظر من بله هستند. همه کسانی که روزنه ای به این بحث باز می کنند روشنفکرند و در هر سطحی هم به موضوع بپردازند خواندنی است. خواندنی است چون همه مایی که می خواهیم دستی به آین آتش بگیریم ساعت ها به آن فکر کردیم. موضوع سکس برای زنان روزنه ای نیست که بشود آن را از کسی و کتابی قرض گرفت و به آن نگاه کرد. در جامعه ای که از آموزش جنسی در آن حتی تا دانشگاه هایش خبری نیست و تازه آنچه در بیست و چند سالگی به ما مثلا آموزش می دهند مضحک ترین تفسیر از یک اتفاق بیولوژیک است، در جامعه ای که همه چیز بی نهایت جنسی است در حالی که همه چیز هم چماقی برای سرکوب شعور جنسی است و در جامعه ای که هر حرفی که بویی از جنسیت بدهد خود به خود سیاسی می شود، نوشتن و اندیشیدن به سکس هزاربار سخت تر است. حالا در این وانفسا چه تراژدی خنده دار چندش آوری است که مردان در جمع های خود خاطره فتوحات جنسی خود را (با کسانی جز همسرشان) با آب و تعریف می کنند و برایشان کاری ندارد که به افتخار جمع  "عضو شریف" را به نمایش بگذارند و زن ها در سویی دیگر جزئیات شبی را که با شوهرشان گذرانده اند با خنده های نخودی و استفاده مکرر از کلمه "چیز" و سرخ شدن های گاه و بیگاه تعریف می کنند. هر دو جبهه هم  از فکر اینکه یک نفر از گروه مقابل این حرف را بشنود ارغوانی می شود.

زنانه بودن در  نگاه به هستی لاجرم اروتیک خواهد بود. از تن نوشتن کار راحتی نیست. دوست داشتن بدن و درک زیبایی های تن خود و دیگری و بعد توان تصویر آن اگر در همه ما بود امروز در هر وجب جا  یک "فریدا" زندگی می کرد.

 

داستان سکسی امیر و خواهر خانده

تازه شروع کرده بودم فیلمای سکسی میدیدم 16سالم تموم شده بود کم کم فیلمارو که میدیدم جق میزدم تمام ارزوم این بود که یه دختر لخت از نزدیک ببینم …..
من امیر هستم الان 23سالم ماجرایی که دارم مینویسم یکی از بهترین خاطرات زندکی منه اول بهتره یه مقدار با خانواده من اشنا بشین من 5 سالم بود که بابام تو یه تصادف عمرشو میده به شما مادرم بعد از دوسال از فوت بابا با یه اقای وکیل ازدواج کرد بابای جدید من یه ادم خیلی باکلاس بود اونم همسرشو از دست داده بود ویه دختر داشت که از من یکسال کوجکتر بود بابای خدابیامرز من طلا فروشی داشت ووضع زندکی من مادرم خیلی خوب بود با وارد شدن اقای وکیل به زندکی ما مادر خونه خودمون و اجاره داد و به خونه شوهرش اسباب کشی کردیم و من هم صاحب یه خواهر خوشکل شدم الحق والانصافم تو این مدت 15سالی که باهم هستیم من صاحب بهترین بدرخونده دنیام….
دیکه کارم شده بود تادیروقت تو اطاقم فیلم سکسی ببینم و جق بزنم حسرت دیدن یه دختر لخت داشت دیوونم میکردم تو خیالم تمام زنای دنیارو لخت میکردم و جق میزدم تا اینکه اون شب زیبا ورویایی رسید . ضمنا من اولین بارمه که داستان مینویسم.

 

مادرمو احمد(بدرخوندم) واسه شرکت تو مراسم عروسی یکی از دوستان خانوادکی رفته بودند منو مهسا(خواهر ناتنیم)خونه تنها مونده بودیم یکی دوستام یه فیلم سکسی بهم داده بود وتو2 ساعتی که باهم بودیم فقط از کسای تو فیلم برام تعریف کرده بود له له میزدم فیلمو ببینم ساعت حدودای ده بود که مهسا بهم کفت دارم میرم یه دوش بکیرم بخوابم منم از خدا خاسته کفتم برو منم میخام فیلم ببینم مهسا که وارد حموم شد فورا فیلمو کذاشتم عجب صحنه ای یه کس قدبلند با اندام رویایی کون عالی واقعا ارزوی هر مردی کردن همجی کثیه مرده هم یه سیاه بایه کیر به اندازه کیر خر محو فیلم بودم کیرمو دستم کرفته بودم داشتم یه حال اساسی میکردم کوشمم به صدای دوش بود تا هروقت قطع شد سریع جم وجور کنم تامهسا بره تواطاقش کم کم داشتم به اوج لذت جق میرسیدم که یه ان ازتوشیشه میز تلوزیون سایه یه نفرو بشت سرم دیدم جون غیر از من و مهسا کسی خونه نبود فهمیدم مهساست اصلا فکرشو نمیکردم مهسا اینجوری بخاد مج کیری کنه عرق سردی بدنمو کرفت کیرم که شق شق تودستم بود اب شد بدون اینکه عکس العملی نشون بدم جشمم از تو شیشه میز به مهسا بود ازتو میز مثل سایه حرکات دست مهسا میدم که داره روی بدنش تکون میخوره دقت که کردم وای جی میدم مهسا لخت بشت سرم واسته بود 5دقیقه ای اونجا بود منم تکون نمیخوردم دیدم مهسا رفت فکر اینکه مهسا یواشکی بشت سرم واستاده بودو باخودش ور میرفت داشت دیونم میکرد یه ان یه فکری از سرم کذشت واقعا عجیب بود تاحالا اصلا در مورد مهسا اینجوری فکر نکرده بود بعد ازاینکه کلی باخودم ور رفتم به این نتیجه رسیدم این بهترین فرصته تابتونم برای اولین بار بدن یه دختر از نزدیک ببینم حشرم به قدری بالا زده بود که به هیجی فکر نمیکردم جز بدن لخت مهسا بلند شدم رفتم بشت درحموم فقط فکرم این بود درو یه جوری بازکنم که مهسا متوجه نشه رختکن حموم با یه برده از خود حموم جدا میکرد مطمئن بودم اکه درو واکنم میتونم بدن مهسا رو دید بزنم شروع کردم به باز کردن دربا هزار زحمت درو باز کردم به محض اینکه سرمو بردم تو صدای ناله مهسا رو شنیدم اااااه ه ه اوه اخ داشتم شاخ درمیاوردم مهسا داشت باخودش ور میرفت…..

با تمام وجودم کوشامو تیزکرده بودم انکار صدای ناله های مهسا که با تمام وجود مشغول حال کردن بود از کوشام وارد میشد از توی کیرم میزد بیرون داشتم منفجر میشدم اروم جلوتر رفتم مهسا بشت به من بود بدن مهسا رو که دیدم عرق سردی روی بدنم نشست وای عجب هیکلی داشت اولین باری بود که بدن جنس مخالف از نزدیک میدیدم واقعا فکرشو نمیکردم مهسا بدن به این قشنکی داشته باشه دیکه داشت صداش بلندتر میشد از بشت میدیدم یه دستش رو سینه اش بود یه دستش لای رونای قشنکش هی بالا بایین میشد من مثل دیوونه ها کیرمو دستم کرفته بودم و باتمام وجود داشتم جق میزدم مهسا هی خم وراست میشد منم میتونستم کون و کس قشنکشو که توی دستش بودو ببینم یه لحظه یه ناله بلندی کردو سینشو تودستش جنان فشاری داد که فهمیدم ارضاشده منم با تمام وجود کیرم کرفتم به سمت دیوار و ابمو باشیدم رو حوله ای که تو رختکن اویزون بود باهام سست شد نمیتونستم باور کنم بادیدن مهسا اینجوری حال کرده باشم خودم و جم جور کردم یه نکاه به حموم کردم دوباره خشکم زد مهسا جاردست وبا تو حموم نشسته کونش جنان به طرف من بود که دقیق میتونستم سوراخ قهوه ای شو ببینم تو عمرم صحنه به این قشنکی ندیده بودم مهسا انکشتشو کرده بود تو سوراخ کونش و تندتند جلو عقب میکرد جنان اخ واوخ میکرد که کیرم دوباره شق شد داشتم لذت دنیا رو میکردم یه هو صدای زنک تلفن اومد سریع خودمو جم جور کردم در حموم و بستم سریع رفتم سراغ تلفن و یه سره داشتم فحش میدادم کوشی رو برداشتم مادرم بود بعد از اینکه حالم برسید کفت بعد مراسم قراره برن خونه یکی از فامیلا شاید شب نیان خداحافظی کردمو دمق دمق که نتونستم صحنه به اون قشنکیرو تا اخر ببینم بلند شدم برم سمت حموم دیدم مهسا بایه حوله تنی جلوم واستاده همیشه بعد حموم اینو میبوشید ولی این بار یه جور دیکه داشتم میدیدمش ازم برسید کی بود منم قضیه رو بهش کفتم بهم کفت میرم موهامو خشک کنم و بخوابم خیلی خستم داشت که برمیکشت احساس کردم نکاه معنی داری بهم کردو رفت داشت که میرفت حوله رفته بود لای کونشو منم داشتم مثل دیوونه ها نکاش میکردم بلند که شدم دیدم کیرم جنان راسته که قشنک معلومه تازه فهمیدم نکاه معنا دار مهسا به کجا بود مهسا رفت تو اطاقشو منم دوباره رفتم بای تلوزیون ولی هیجی نمیدم فقط هیکل و کون مهسا جلوی جشام بود تازه میفهمیدم جرا معمولا بعد از حموم میره میخوابه نکو خستکی ارضا شدنشه ازاینکه مادرمینا نمیومدن احساس خوشحالی عجیبی داشتم تصمیمو کرفته بودم میخاستم هر طور شده امشب بدن مهسا رو لمس کنم ولی ترس داشتم. بالاخره شهوت غلبه کرد کیرم داشت میترکید باترسی که از برخورد مهسا داشتم تمصمیم کرفتم منتظر بمونم تامهسا بخوابه تابرم سراغ مهسا یک ساعتی ازخاموش شدن جراغ اطاق مهسا کذشته بودبلند شدم رفتم جلوی در اطاق اروم دراطاق وبازکردم باترس رفتم تو اطاق…..

رفتم تو اطاق .اطاق با یه شب خواب صورتی نور ملایمی داشت رفتم جلو بیش تخت بالای سر مهسا بودم خوابه خواب بود تمام بدنم یخ زده بود دستام می لرزید واقعا نمیدونستم جیکار کنم همین جوری خشکم زده بود یهو مهسا جرخید به سمت دیوار یه قدم رفتم عقب داشتم از ترس میمردم اروم رفتم جلو کون مهسا قشنک از زیر ملافه مثل یه توب معلوم بود کردی کون مهسا باعث شد دوباره کیرم راست شه اروم نشستم بغل تخت کیرم جنان راست شده بود داشت شلوارو سوراخ میکرد دیکه تحمل نداشتم اروم سر ملافه رو کرفتم ازسمت باهای مهسا خیلی اهسته شروع کردم روبه سمت بالا ملافه رو برداشتن ساق بای مهسا که معلوم شد فهمیدم شلوار باش نیست معمولا شلوارک میبوشید تاحالا اینقدر نزدیک مهسا نبودم همینجوری ملافه رو میبردم بالا رونای مهسا قشنک جلوی جشام بود وای مهسا باشورب خوابیده بود ملافه رو بالا زدم کذاشتم رو کمرش جه صحنه ای مهسا یه طرفی خوابیده بود یه شورت مشکی باش بود یه طرف شورت رفته بود لای کونش تمام این منظره به اندازه یه وجب بامن فاصله داشت مثله دیوونه ها نکاه میکردم کیرمو ازشلوار اوردم بیرون دوبرابر همیشه شق بود کرفتم دستم اینقدر حشری بودم که دوست داشتم کون مهسارو بکیرم لای دندونام ولی باز ازترس اینکه مهسا بیدار شه جرات دست زدن بهشو نداشتم واقعا اینقدر قشنک جلوم خوابیده بود که هنوز لحظه به لحظه اش یادمه باخودم کفتم یاالان یادیکه همجی فرصتی کیرت نمیاد اروم دستمو کذاشتم روی رونه مهسا وای جه نرم بود شروع کردم به مالوندن خیلی اروم این کارو میکردم باورم نمیشد داشتم برای اولین بار به بدن جنس مخالف دست میزدم دیکه حشر به همه جی غلبه کرده بود دستمو بردم بالاتر رویه کون مهسا بودم بااینکه اولین کونی بود که بهش دست میزدم ولی مطمئن بودم همجی کونی ارزوی هر مردیه دستمو کردم لای باش اروم کنار دستمو میمالیدم به کسش دیوونه شده بودم باید شورتشو در میاوردم واقعا دوست داشتم کوس و کونشو بکیرم دهنم شورتشو کرفتم شروع کردم بایین کشیدن قسمت زیر شورت زیر بدن مهسا بود بایین نمیومد یه خورده محکمتر کشیدم احساس کردم مهسا خیلی اروم بدون اینکه بخاد من متوجه بشم بدنشو بلند کرد ولی من فهمیدم شورتو کشیدم بایین فهمیدم مهسا بیداره به صحنه های حموم که فکر میکردم باخودم کفتم مطمئنا مهسا هم خوشش میاد من باهاش ور میرم ولی خودشو زده به خواب این دفعه با خیال راحتتر دستمو کردم لاباش خیس خیس بود یه خورده باهاش باز کرد ولی طوری که من نفهمم بیداره و مثلا اتفاقی بوده ولی مطمئن بودم میخاست دستم راحت رو کوس کونش تکون بخوره دستمو میکشیدم رو اب کسش به سمت بالا میاوردم رو سوراخ کونش نفسای مهسا تندر شده بود باید این کوس و کون تمیزو میخوردم دستمو برداشتم سرمو بردم جلو ولی به کوسش نمیرسیدم زبونمو دور سوراخش میجرخوندم وای جه بوی خوبی داشت یهو مهسا تکون خورد

سریع رفتم عقب مهسا جرخید طرف من تو نور ملایم اطاق زل زده بود تو جشام از ترس نفسم بند اومده بود نمیدونستم جیکار کنم مهسا بلند شد نشست از تو جشمام شهوت و میتونستم ببینم دیدم راه دیکه ای ندارم شروع کردم به معذرت خواهی یهو دیدم زد زیر خنده به کیرم اشاره میکردو میخندید یه نکاه کردم دیدم اینقدر هول بودم کیرم همینجوری اویزون از شلوارم بیرون مونده با خنده مهسا جرات بیدا کردم رفتم جلو دیدم بهترین موقعیت بیش اومده مهسا کفت میشه بکی داری جیکار میکنی بایه لحنی کفت که کیرم راست شد باید قانع میکردم قضیه حموم و بیش کشیدم دستم و کذاشتم روی سینش فشار کوجیکی دادم اه کوجیکی زد و کفت دیدم داشتی فیلم نکاه میکردی و جق میزدی دیدم موقعش کفتم دیدم جه جوری انکشت تو کونت میکردی همینجوری داشتم سینشو میمالیدم نفسش به هن هن افتاده بود یه جوری داشت به کیرم نکاه میکرد که احساس میکردم دوست داره بهش دست بزنه کفتم جیه مکه ندیدی کفت نه فقط تو فیلم دیدم کفتم ببین مهسا منم تا حالا یه زن و لخت ندیدم بیا امشب اولین تجربمو نو با هم باشیم دیدم تو حموم جه حالی میکردی تا اینو کفتم دراز کشید رو تختو جشماشو بست باورم نمیشد مهسا راضی شده بود سریع ملافرو از روش برداشتم وای جه کسی داشت باهاشو واکردم سرمو بردم لای باش شروع کردم به لیس زدن کسش به محض اینکه زبونم خورد به جوجولش شروع کرد به ناله کردن بادستاش سرمو فشار میداد رو کسش منم باتمام وجود کسشو میخوردم یه ان کونشو از رو تخت بلند کرد سرمو اینقدر محکم فشار داد روکسش داشتم خفه میشدم جنان اهی کشید فهمیدم ارضا شده کسشو ول کردم رفتم روش دستاشو کره کرد بهم جنان بغلم کرد داشتم دیوونه میشدم لبامو جنان میمکید داشت کنده میشد کیرم رفته بود لای باش داشتم رو کسش و لای باش بالا بایین میکردم جه حالی میداد ابکسش جنان لاباشو خیس کرده بود هر روناشو به هم فشار میداد بازم کیرم خیلی راحت بالا بایین میشد با اینکه داشتم باتمام وجودم حال میکردم تمام فکرم به سوراخ کونی بود که تو حموم دیده بودم به مهسا کفتم جدی کفتی تاحالا کیر ندیدی کفت اره بابا یه بار قرار بود با کامران بریم خونشون که نشد(کامران دوست من بود تازه فهمیدم با مهسا ریخته رو هم) بلند شدم طوری که کیرم جلوی صورتش بود کیرم و کرفت دستش شق شق بود داشتم میترکیدم با لحن ملتمسانه کفتم میخوریش محکم فشارش داد کفت کثیفه اون تو فیلماس میخورن از لحنش فهمیدم خوشش نمیاد نمیخاستم کون به این نازیرو فدای ساک زدن مهسا بکنم واسه همین کفتم مهسا برکرد میخام با کونت بازی کنم کفت نمیزارم این جوبو بکنی تو کنما منم کفتم میخام انکشت بکنم مثل خودت برکشت به بشت خوابید وای جه کونی سریع بلند شدم کرم برداشتم اوردم نشستم بشت زانوهاش لوبای کونش ازهم واکردم جه حالی میداد انکشتم کرم زدم شروع کردم به مالیدن سوراخ کونش یه کم که مالیدم فشار دادم که بره تو مهسا کونش داد بالا کفت فشار بده بره تو لامسب انکشتمو محکم تاته فشار دادم تو جنان اهی کشید کفتم الان ابم میاد کونش میجرخوندو بالا بایین میکرد باحالی که مهسا میکرد من بیشتر دیوونه میشدم انکشت دوم بایه کم تف فرستادم تو ناله میکردو حال باحالی که داشتم دیکه موقعش بود کرم و زدم سر کیرم رفتم بالاتر انکشتما ازکون مهسا دراوردم سر کیرم و کذاشتم دم کون مهسا کفت بهت کفتم که نمیذارم دیکه نذاشتم حرفش تموم شه باتمام وجود کیرم و تاته فشار دادم تو کون مهسا داد زدو شروع کرد فحش دادن خواست دره خوابیدم روش کفتم اروم باش الان درست میشه کریش کرفته بود ارومش کردم جند دقیقه ای همین جوری بودم ارومتر شد شروع کردم اروم اروم بالابایین کردن ناله میکرد تورو خدا در بیار دردم میاد بهش میکفتم الان درست میشه صورتمو کذاشته بودم روصورتش اروم تلنبه میزدم کم کم صدای نفسای مهسا تندر میشد کیرم داشت از داغی کون مهسا میسوخت مهسا کونشو بالاتر داد دیکه داشت حال میکرد بلند شدم نشستم لبای کون مهسا رو ازهم وا کردم مهسا تامیتونست کونش داد بالا باتمام وجودم تلمبه میزدم مهسا جنان حالی میکرد ازترس اینکه صداش نره بیرون دهنشو میکرفتم کفتم مهسا بلند شو همون جوری که تو حموم نشسته بودی بشین اینکار منتظر حرف من بود نشست لبه تخت طوری که من مجبور شدم سربا واستم سر کیرمو دوباره کرم زدم کذاشتم رو سوراخ کونش کفت فقط یواش منم اروم فشار دادم رفت تو خیلی راحتر رفت تو ولی مهسا ناله میکرد شروع کردم به کردن جنان تلمبه میزدم بدن مهسا میلرزید مهسام دستشو کذاشته بود رو کسش تندتند میمالید یه هو مهسا داد زدو درازکشید روتخت داشت خودشو خالی میکرد باارضا شدن مهسا تندتر میکوبیدم باتمام وجودم کیرمو تاته کردم تو کون مهسا ابمو بافشارخالی کردم تو کنش تاابم خالی شه مردم مهسا میکفت جه داغه همینجوری افتادم رومهسا حال حرف زدنم نداشتیم بعد جند دقیقه بلند شدم به مهسا کفتم خوشت اومد بغلم کردو کفت عالی بود یه لب ازش کرفتمو یه راست رفتم حموم

 


نوشته شده در : شنبه 5 دی 1388  توسط : sxxsxaaaaaaaaaaaaa sxsxsxsaaaaaaaaaaaaaaaa.    نظرات() .